جد عزیزتان فرمود:
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه
ارباب جان!
چراغ هدایت به دست گرفته ای و یکی یکی عاشقانت را سوار بر کشتی هدایت می کنی
آنقدر چراغ هدایتت روشن و نافذ است که فرقی بین شیعه و دیگر ادیان نیست
حضرت ارباب!
یکی تفنگ به دست
یکی سر از تن جدا
و یکی جایی متفاوت تر با نقشی متفاوت
همه شان را خودت انتخاب کرده ای حتما
برادر زینب!
قلبم خروشان است. آشوب است. پر تلاطم
من کجای این قصه ام؟ کجای لشکری که پسر فاطمه سلام الله علیها به راه انداخته؟
کجای رودی که به مقصد ظهور به راه افتاده؟
کجای قصه توام ارباب؟
همه دارند می روند و من تنهای تنها شده ام
احساس تنهایی و غربت قلبم را به درد می آورد
احساسی شبیه تنهایی عمه سادات
دریابم سفینه نجات. دریابم مشعل هدایت ...
شوق پرواز...ما را در سایت شوق پرواز دنبال میکنید
برچسب: ارباب,
نویسنده:
بازدید: 37