
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری ...من مانده ام و یک دل طوفان زده، یک آهیک آه که آتش زده بر کل جهانم تو هستی و یک زخمیک زخم که بُردست همه صبر و قرارممن هستم و یک دشت پر از ضجه پنهانتو هستی و یک میخ، یک در، یک لشکر بی شرمتو بگو من چه کنم با غم جان کاه؟ نوشته شده در ساعت 12:32 توسط محب المهدی(ارواحنا فداه)| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
دلم گرفته ای دوستهوای گریه با من ...دلم تنگ استاما تو در آن جا می شویچقدر ابعاد بودنت عجیب است ... نوشته شده در ساعت 23:2 توسط محب المهدی(ارواحنا فداه)| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
دستم به نوشتن نمی رود نمی دانم چراحرفها زیادند، خیلی زیاد اما نمی دانم چرا نمی توانم هیچ کدامشان را به کلمه بیاورم بارها صفحه را باز کرده ام اما .... مثلا درباره آنچه امروز خوانده ام بنویسم مثلا درباره حس حال و نویسنده اش و حال من بعد از خواندنشان یا مثلا بتوانم به خاطر فراموش کردن یک روز مهم عذر خواهی کنم یا مثلا قلم دست بگیرم و از دلتنگی ها بگویم یا از نگرانی ها احساس میکنم شبیه یک چوب شده ام یا...
ادامه مطلب
سلام حضرت مادر امشب برادرم را دریاباز وقتی متولد شد، نام زیبای مولایم زمزمه گوش هایش کردم.xa0 و امشب شما با دستان مبارکتان، دست برادرم را در دستان مولایم بگذارید. او نذر قدم های مبارک پسرتان کرده ام. او سرباز مولاست. به حق دستان بسته باباحیدر xa0برادرم بپذیرید .... پ.ن: از عزیزترین هاست این برادر، و حالا در اول نوجوانی دلش لرزید برای صاحب الزمان. مولا جان به حق علی مرتضی، علی مرا دریاب ...
ادامه مطلب
میشود فرصت دیدار محیا حتما بد به دل راه نده، میرسد آقا حتما ای که دنبال دوای غم هجران هستی میشود درد نهان تو مداوا حتما اگر امروز نشد بوسه به دستش بزنی وعده ما همه افتاده به فردا حتما ثمر گریه ما، خنده روز فرج است آن زمان می شکفد خنده به دل ها حتما دوره غیبت طولانی و تاخیر ظهور امتحانیست برای هم...
ادامه مطلب
لعنت به شما، دیدم که برادرم نفس می کشید هنوز ..... xa0 xa0 xa0 سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب xa0 xa0 اولین سری که به نیزه رفت سر برادر بود... اول دلی که به یک باره ریخت، دل خواهر بود... xa0 xa0 امشب اولین شب بی برادری زینب کبری است، خدا رحم کند......
ادامه مطلب
چند روز دیگه زائر ارباب بی کفنم......
ادامه مطلب
مرا به سمت خود بخوان، به سمت جاده های دور مرا به سمت خود ببر، به سمت راه پر ز نور دلم گرفته زین قفس، مرا رها رها بکن در این جهان بی کسی، مرا به سمت خود ببر... xa0 پ.ن: فی البداهه دست و پا شکسته......
ادامه مطلب