
شبها که از نیمه می گذرد و سکوت همه جا را پُر می کند تو جلوه میکنی. درست مثل ماه که از نیمه شب به بعد طلوع میکند شبها همه جا هستی. کاش دوباره بوی یاس فضا را پر کند امروز پنج شنبه بود اما همه حال و هوایش شبیه جمعه ها بود. انگار تو در غروب پنجشنبه جلوه کرده بودی انگار همه عالم دلتنگت بود انگار همه عالم فریاد زد: اَین بقیه الله؟ ...
ادامه مطلب
عید غدیر که می شود، هرجای عالم که باشی، چه وسط جشن و چه غرق شده میان تنهایی ها، دلت در کوچه های بنی هاشم پرسه می زند. کوچه هایی که حضرت امیر هر روز و شب رهگذرش بود... عید غدیرها حال و هوایش با همه عیدها فرق می کند... میان همه جشن ها، ته قلبت غمی نشسته... وقتی خداوند عزوجل مولای ما را امیرالمؤمنین خواند، وقتی پیامبر رحمت گفت من هیچ مزدی از شما نمی خواهم جز محبت به فرزندانم، وقتی همه آمدند تبریک گفتند و مصافحه کردند... همه آمدند از جمله اولی و دومی و سومی... ته قلبم غمناک غسل در دل شب، فرق شکافته،...
ادامه مطلب