
صدا صدای دَر و مادری که پشتِ دَر استصدا صدای شکستن،دَری که شعله ور استحرامزاده چنان با لگد به دَر کوبید ،که بارِ شیشه شکست و دو دست، روی سَر استشکست بالِ کبوتر ، بیا برس فضّه ،بیا که سهمِ تو این خرده های بال و پَر استهدف علی ست،و زهرا سِپَر برای علیتمامِ نقـشه ی آنها برای یک نفر استرسید وقتِ جدالی ک...
ادامه مطلب
دلم می خواهد بیایم و ساکن جمکرانت بشوم اصلا گدای سرِ جاده جمکرانت بشوم یک آن دلم برای بودن تو پر کشید مولا چه می شود مرا از این قفس تنگ رها کنی آقا؟ تو خودت از دلِ زارِ من خبر داری گدای در به در مثل من چقدر داری..... xa0 پ.ن: نمی شود اسم این نوشته را شعر گذاشت، اما فی البداهه برای تو گفته شد عزیز زهرا......
ادامه مطلب
مرا به سمت خود بخوان، به سمت جاده های دور مرا به سمت خود ببر، به سمت راه پر ز نور دلم گرفته زین قفس، مرا رها رها بکن در این جهان بی کسی، مرا به سمت خود ببر... xa0 پ.ن: فی البداهه دست و پا شکسته......
ادامه مطلب